بسم الله الرحمن الرحیم

الهم عجل الولیک الفرج

میلاد سه نور مبارک باد

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 13:20  توسط آرش و حسین  | 

نقدی به فیلم ((فتنه))

نقد فيلم فتنه 


اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم کوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان که وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند ، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان ، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنکه چراغي را که ايزد بر فروزد ، هر آن کس پف کند ريشش بسوزد .

جهت مشاهده ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد.


فيلمي که اخيراً توسط نماينده پارلمان هلند بر روي اينترنت منتشر شده ، در کنار اهانت به پيامبر تلاش کرده با روش عقلي و استنباط از آيات قرآن ، مخاطب را مجاب کند که :
1. قرآن حمله هاي تروريستي به غير مسلمان ها را ترويج مي ‌کند .
2. قرآن يهودي ستيزي را تبليغ مي ‌کند .
3. قرآن مسلمانان را به کشتن و سربريدن غير مسلمانها ترغيب مي‌ کند .
4. دين اسلام مي خواهد با کشتن طرفداران ساير اديان بر دنيا غلبه يابد .
آيه هايي که در اين فيلم مورد استفاده قرار مي گيرد عبارت است از :
1. سوره انفال ( سوره8 ) آيه 60 براي توجيه حمله هاي تروريستي به ويژه حمله هاي 11 سپتامبر 2001 و بمب گزاري 11 مارس 2004 مادريد اسپانيا و بمب گزاري هفتم جولاي 2005 لندن .
2. سوره نساء ( سوره 4 ) آيه 56 به عنواني توجيهي براي يهودي ستيزي .
3. سوره محمد ( سوره 47 ) آيه 4 براي توجيه سر بريدن گروگانها به دست القاعده .
4. سوره نساء ( سوره 4 ) آيه 89 براي مجازات مرگ براي ارتداد در اسلام که با کشتن پيروان ساير اديان به دنبال غلبه جهاني است .
از آنجايي که اين فيلم تلاش کرده روش تطابق استنتاج ها بر اساس آيات قرآن را جا بياندازد ، لازم است خطاهاي استنباطي آن بيان شود تا مسلمانان و غير مسلمان‌ ها نسبت به استنتاج هاي نادرست از قرآن آگاه شوند .
انتشار فيلم :
فيلم " فتنه " (
FITNA ) عنوان فيلمي است که از سوي يکي از نمايندگان مجلس هلند به نام " گريت ويلدرز " (Geert Wilders ) ، تهيه شده است .
اين فيلم ديدگاه هاي او درباره اسلام و قرآن را مطرح مي کند .
عنوان فيلم "
FITNA " است که از کلمه عربي " فتنه" گرفته شده که به دو معنا استعمال مي شود يکي " اختلاف و تفرقه در ميان مردم " و ديگري " آزمايش دين در زمانهاي آزمايش " و تهيه کننده با توجه به معاني مذکور اسم فيلم را " FITNA " گذاشته است .
اين فيلم هشتم فروردين 1387 ( 27 مارس 2008 ) به دو زبان انگليسي و هلندي بر روي اينترنت منتشر شد .
ويلدرز فيلم " فتنه " را در ساعت 7 بعد از ظهر 8 فروردين به افق هلند و از طريق سايت
Liveleak بر روي اينترنت منتشر کرد .
سايت
Liveleak در پي دريافت اعتراضات ، تصميم گرفت که فيلم را از روي سايت حذف کند . از دهم فروردين ، Liveleak پيامي بر روي سايت منتشر کرد که " روز غم انگيز براي آزادي سخن بر روي اينترنت " و به دنبال آن فيلم را حذف کرد .
با اين وجود نسخه هلندي در 2 ساعت يک ميليون و ششصد هزار بار بازديد شده است . همچنين نسخه انگليسي در مدت 5 ساعت يک ميليون و دويست هزار بار مشاهده شده است .
قبل از پخش فيلم ، در سوم فروردين ( 22 مارس ) انجمن مسلمان هلند پيشنهاد کرد که " پيش ‌نمايش فيلم را ببينند و فيلم را براي هر مورد غير قانوني بررسي کنند و ويلدرز نيز در يک گفت‌ و گو با حضور طرفداران و مخالفان فيلم شرکت کند " اما او نپذيرفت .

اهداف فيلم :
فيلم گزينشي است از سوره هاي قرآن که با بريده هايي از روزنامه ها و کليپها ترکيب شده و با محورهاي زير ساخته شده است :
1. قرآن و ترور ، که به پنج آيه به عنوان مؤيدهاي موضوع هاي زير استناد شده است :
a. قرآن و حمله 11 سپتامبر
b. قرآن و يهودي ستيزي
c. قرآن و قتل کارگردان هلندي و سر بريدن گروگان ها به دست القاعده
d. قرآن و ارتداد
e. قرآن و جهاني شدن اسلام
2. اسلام و هلند
3. لزوم مقابله با گسترش اسلام در هلند و اروپا

ساختار فيلم :
1. يک آيه در سمت راست نمايش داده مي شود .
2. ترجمه آيه در سمت چپ ، به زبان انگليسي ، نمايش داده مي شود .
3. آيه به صورت ترتيل شنيده مي شود .
4. متناسب با برداشت تهيه کننده ( از آيه مذکور ) کليپ ، صحبت رهبران مذهبي و بريده هايي از روزنامه ها ، به عنوان تأييد برداشت ياد شده نمايش داده مي شود .
5. با چينش مناسب تصاوير ، مخاطب را مجاب مي کند که قرآن فرهنگ ترور را ترويج مي کند ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:16  توسط آرش و حسین  | 

ديدگاه اهل سنت نسبت به...

 بسم رب المهدی

ديدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان (عج) چيست؟

آيا تفاوت هايي بين نگاه شيعه و اهل سنت در اين باره وجود دارد؟


تفاوت مهدويت از ديدگاه شيعه و اهل سنت
1. اختلاف در ولادت:
شيعه ي اماميه معتقد است، امام مهدي (عج ) فرزند امام حسن عسکري (ع) است و هم اکنون نيز زنده و غايب است، ولي اهل سنت هر چند بالاتفاق به مهدويت معتقد هستند و به دليل وجود روايت هاي متواتر ظهور حضرت مهدي (عج ) در آخرالزمان را جزو اعتقادات قطعي خود مي دانند، اما در مورد نسب و ولادت ايشان به چند گروه تقسيم مي شوند:
عده اي از اهل سنت مدعي اند که مهدي (عج) همان عيسي بن مريم است و در اين مورد به خبري واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد مي کنند.[33]
تعداد اندکي نيز مدعي هستند که مهدي (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدي استناد مي کنند که در کنزالعمال ذکر شده است. [34]
عده اي نيز معتقدند مهدي (عج) از اولاد امام حسن مجتبي است و نه امام حسين (ع). [35]
گروهي مي گويند: پدر امام مهدي (عج) هم نام پدر پيامبر اسلام (ص) است و چون نام پدر حضرت محمد (ص) عبدالله بود، پس مهدي (عج) بن حسن عسکري (ع) نمي تواند مهدي (عج) موعود باشد. مستند اين احتمال هم باز خبري است که در کنزالعمال ذکر شده است.[36]
جمعي از آنان همانند اماميه معتقدند که امام مهدي (عج ) از اولاد پيامبر (ص) و فاطمه (س ) است و حضرت عيسي نيز به هنگام ظهور امام مهدي (عج) به ياري او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد.
چنان که در روايت هاي متعدد آمده است. از ام سلمه نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود : « المهدي (عج) من عترتي من ولد فاطمه(س) ».[37] مهدي (عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه است. جابر بن عبدالله از پيامبر (ص) نقل مي کند که حضرت عيسي به هنگام ظهور مهدي (عج) نزول خواهد کرد .[38] عبدالله بن عمر مي گويد: « المهدي (عج) الذي ينزل عليه عيسي بن مريم و يصلي خلفه عيسي (ع)».[39] مهدي (عج) کسي است که عيسي بن مريم بر او نزول مي کند و پشت سر او نماز مي خواند. اين گروه حديثي را که مي گويد: «مهدي (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است». قبول نمي کند. ذهبي مي گويد: اين خبر را فقط محمد بن وليد نقل کرده و از کساني است که احاديث را جعل مي کرده است.[40]. البته اين گروه نيز تولد حضرت مهدي (عج ) و غيبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا مي کند: «همه ي مسلمانان غير از اماميه معتقدند که مهدي (عج) غير از حجت (عج ) است؛ چون غيبت يک شخص آن هم با اين مدت طولاني از خوارق عادات است ... ».[41] در پاسخ گروه اخير بايد گفت: اوّلا: روايات نبوي متعددي وجود دارد که امامان دوازده گانه را با نام هاي آنان به طور روشن معرفي کرده اند پس سخن او باطل است. از ابن عباس روايت شده که شخصي يهودي به نام نعثل نزد رسول خدا (ص) آمد و سوال هاي بسياري را مطرح کرد. او از اوصيا نيز پرسيد. حضرت در پاسخ فرمود: «نخستين وصي من علي (ع) و پس از او حسن (ع) و حسين (ع) و امامان نه گانه از فرزندان اويند » . نعثل پرسيد : « نام آنان چيست » . حضرت ، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم (عج ) شمردند . رسول خدا ، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاري که از ائمه ي بعد از علي (ع) سوال کرده بود، فرمود: «بعد از علي(ع)، حسن(ع) و حسين(ع) امام هستند. سپس سيد العابدين(ع) ، سپس محمد بن علي باقر(ع)، تو او را خواهي ديد. وقتي او را ديدي سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمد صادق(ع)، سپس موسي بن جعفر کاظم(ع)، سپس علي بن موسي الرضا(ع)، سپس محمد بن علي جواد(ع)، سپس علي بن محمد نقي(ع)، سپس حسن بن علي زکي (ع)، و پس از او، قائم بالحق مهدي (عج) امت من (محمد بن حسن صاحب زمان امام است. او زمين را پر از قسط و عدل مي کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».[42]
ثانيا: شواهد تاريخي و گزارش هاي بسياري وجود دارد که ولادت آن حضرت و ايام کودکي او را نقل کرده اند. براي نمونه چند مورد از اقوال اهل سنت نقل مي شود:
1. حافظ سليمان حنفي مي گويد: «خبر معلوم نزد محققان و موثقان اين است که ولادت قائم (عج ) در شب پانزدهم شعبان (255 ق) در شهر سامرا واقع شده است».[43]
2. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته است: «يکي از اهل بيت ابو محمد بن عسکري است که فرزندي جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدي (عج) و صاحب الزمان ناميده مي شود، باقي نگذاشت. او در نيمه ي شعبان سال 255 هجري متولد شد. مادرش نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت».[44]
3. ابن خلکان در وفيات الاعيان مي نويسد: «ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکري فرزند علي هادي فرزند محمدجواد.... دوازدهمين امام از ائمه ي دوازده گانه شيعه است که به «حجت» معروف است... ولادت او روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هـ . ق است».[45]
4. ذهبي نيز در سه کتاب از کتاب هايش به ولادت امام مهدي (عج ) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال 256 هـ . ق مي نويسد: «در اين سال محمدبن حسن بن علي الهادي فرزند محمدجواد فرزند علي الرضا فرزند موسي الکاظم فرزند جعفر الصادق علوي حسيني به دنيا آمد. کنيه اش ابوالقاسم است و رافضيان او را الخلف الحجة مهدي (عج) منتظر و صاحب الزمان مي نامند. و او آخرين امام از ائمه ي دوازده گانه است».[46]
5. خير الدين زرکلي (متوفي 1396 هـ . ق ) از علماي معاصر اهل سنت نيز در کتاب اعلام مي نويسد: «او در سامرا به دنيا آمد و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت و گفته شده که در شب نيمه شعبان سال 255 به دنيا آمده و در سال 265 هـ . ق، غايب شده است».[47] آيه الله العظمي صافي در کتاب مهَدويت بيش از هفتاد و هفت نفر از علماي اهل سنت را نام مي برد که هر يک، به نحوي، ولادت آن حضرت را بيان کرده اند.[48] بنابراين، اگر برخي از اهل سنت مي گويند: حضرت مهدي (عج ) به دنيا نيامده است، ادعايي بي اساس است که حتي با گفته ها و نوشته هاي بزرگان خودشان نيز سازگار نيست. شايد برخي از اهل سنت همانند ابن حجر هيثمي طولاني بودن عمر را دليل بر عدم ولادت امام مهدي (عج ) بدانند، ولي بايد گفت: خدايي که قادر است عيسي بن مريم را زنده نگه دارد تا به مهدي (عج ) اقتدا کند و يونس را در شکم ماهي محافظت کند و يا به نوح پيامبر نهصد و پنجاه سال عمر بدهد آيا قدرت ندارد به مهدي (عج ) عمر طولاني عنايت کند؟[49] خود اهل سنت نيز به زنده بودن عيسي، خضر، صالح و ... معتقدند. نتيجه اين که ولادت حضرت مهدي (عج) امري است مسلم و قطعي و خود اهل سنت هم به آن واقف اند.
محمد بن علي حمزه مي گويد: از حضرت عسکري (ع) شنيدم که فرمود: «ولي خدا و حجت او بر بندگان و خليفه من در شب نيمه شعبان سال 255 به هنگام سپيده دم به دنيا آمد».[50]
2. اختلاف بر سر عصمت امام زمان
بيشتر علماي اهل سنت به عصمت حضرت عقيده ندارند و آن حضرت را يک انسان عادي به حساب مي آورند که احتمال ارتکاب برخي گناهان و اشتباهات مثل هر انسان ديگري از او مي رود. اين عقيده را ابن کثير و بسياري از علماي اهل تسنن بدان اهتمام ورزيده اند.[51] اهل سنت در اين باور به حديثي منقول از نبي اکرم(ص) استناد مي کنند که فرمود: «مهدي (عج) از ما اهل بيت است و خداوند وي را در يک شب اصلاح مي کند».[52] اما از ديدگاه شيعه همه ي امامان معصوم اند و در باره ي آنان احتمال اشتباه و خطا داده نمي شود.
4. يکي ديگر از اختلافات انکار غيبت است.
علماي شيعه اتفاق نظر دارند که سال غيبت مهدي (عج)، سال 612 هـ ق است. آنان بر اين باورند که ايشان همچنان زنده است تا زماني که خداوند متعال اجازه ي ظهور به ايشان دهد و چنين باوري بر اساس احاديث و روايات نقل شده از نبي اکرم(ص) و اهل بيت (ع) مي باشد. رواياتي که پيش از رخ دادن غيبت و يا برخي از آنها صد سال و يا دويست سال قبل از ولادت حضرت مهدي (عج) صادر شده است.
اما بيشتر دانشمندان اهل سنت اعتقاد به غيبت امام زمان (عج) ندارند .در اين جا از بيان ادله و رد آنها به جهت اختصار صرف نظر کرديم.
اين مختصر، مطالبي بود در رابطه با ديدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان و اختلافاتي بين آنها و ديگر مسلمانان وجود دارد. اما شايد بتوان در نتيجه بگوييم که مهم ترين مطلبي که درباره ي امام زمان از زبان اهل سنت مي توان بيان کرد، مسئله فتاواي چهارگانه صادره در حق فرد منکر اعتقاد به ظهور امام مهدي (عج) است.
اين اشخاص عبارت اند از: ابن حجر هيثمي شافعي، 2. شيخ احمد ابوسرور بن صباحنفي، 3. شيخ محمد بن محمد خطابي مالکي، 4. شيخ يحيي بن محمد حنبلي.
همه ي اين افراد قائل به اين هستند که شخص منکر اعتقاد به ظهور بايد مجازات شود و تصريح کرده اند که واجب است که چنين شخصي را بزنند و او را تحقير کنند، تا ادب شود و به حق روي آورد و در غير اين صورت واجب القتل و مهدور الدم است.[53]


----------------------------------------------------
[1]ََ سبائک الذهب، ص 78.
[2] اقتباس از کتاب اسلام و آينده جهان، مصطفي محقق راد.
[3] الامام المهدي (ع)، شيخ محمد باقر ايرواني، ص11.
[4] تاريخ ابن خلدون، ج 1، ص199.
[5] تفسير المنار، ج10، ص 393، ج 9، ص 499 ،507.
[6] تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 555، فصل52.
[7] در مورد کساني که به ذکر احاديث مربوط به امام مهدي (ع)پرداخته اند، به، المهدي المنتظر في الفکر الاسلامي، ص 2926 مراجعه شود.
[8] نظم المتناثر في الحديث المتواتر، ص226، (به نقل از الطريق الي المهدي المنتظر، ص 91).
[9] البدايه و النهايه، ج 6، ص281.
[10] سنن ابن ماجه، ص699، ح 4085.
[11] سيوطي، عرف الوردي، ص76 و 88.
[12] سنن ابن ماجه، ص699، ح4086.
[13] فرائد السمطين، ج2، ص 327، ح 589.
[14] همان، ح 565.
[15] صغاني، المصنف، ج3، ص 2077.
[16] گنجي شافعي، البيان في اخبار صاحب الزمان، ب 8، ح51.
[17] مقدس شافعي، عقدالدرر، ص 45 و 55.
[18] نعماني، الغيبة، ص186.
[19] سنن ابي داود، ح 4282. در الغيبة للنعماني، ص، 187چنين آمده :حدثنا محمد بن يعقوب الکليني قال حدثنا محمد بن يحيى عن أحمد بن إدريس عن محمد بن أحمد عن جعفر بن القاسم عن محمد بن الوليد الخزاز عن الوليد بن عقبة عن الحارث بن زياد عن شعيب عن أبي حمزة قال دخلت على أبي عبد الله ع فقلت له أنت صاحب هذا الأمر فقال لا فقلت فولدک فقال لا فقلت فولد ولدک فقال لا قلت فولد ولد ولدک قال لا قلت فمن هو قال الذي يملأها عدلا کما ملئت ظلما و جورا لعلى فترة من الأئمة يأتي کما أن النبي ص بعث على فترة من الرسل.
[20] نعيم بن حماد، الفتن، ص93.
[21] صفاني، المصنف، ج11، ص371.
[22] ابن ابي شيبد، المصنف، ج8، ص679.
[23] البيان في اخبار صاحب الزمان، ص31، ح11.
[24] نعماني، الغيبة، ص313، ح4.
[25] گنجي شافعي، البيان في اخبار صاحب الزمان، ص 35، ح 15.
[26] عبد الدرر، ص46، ص 117 و 185.
[27] مقدس شافعي، عقدالدرر، ص292.
[28] مصنف ابن ابي شيبه، ح 19484، سنن ابي داوود، ح4282.
[29] ابن ابي شيبه، المصنف، ج7، ح 19484.
[30] صغاني، المصنف، ح20770.
[31] احمد بن جنل، سند ج3، ص37.
[32] عقدالدرر، ص95.
[33] سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح4029.
[34] کنزالعمال، ج14، ص 264، ح38663.
[35] اطنار المنيف، ابن قيم جوزي، ص 151 (به نقل از الامام مهدي، ميلاني، ص 21).
[36] کنزالعمال، ج 14، ص 268، ح38678.
[37] . السنن الوارده في الفتن و غوائلها و الساعه و اشراطها، عثمان بن سعيد المقري، ج 5، ص 1057، نشر دارالعاصمه، رياض، چاپ اول، 1416 هـ .
[38] . همان، ج 6، ص1237.
[39] الفتن، ج 1، ص 373، نعيم بن حماد المروزي، مکتبه التوحيد، قاهره، چاپ اول، 1412.
[40] تفرد به محمد بن الوليد مولي بني هاشم و کان يضع الحديث. الصواعق المحرق، ابن حجر هيثمي، ج2، ص478، موسسة الرسالة، بيروت، چاپ اول،1997.
[41] همان، ج2، ص482.
[42] الاحتجاج، احمد بن علي طبرسي، تحقيق ابراهيم بهادري و ... ، ج1، ص 68-69، انتشارات اسوه، چ دوم، سال 1416؛ نيز درباره ي احاديثي که نام ائمه (ع) را ذکر کرده اند، به صحيح مسلم، ج 6، ص3 و 4، باب الامارة، رجوع شود.
[43] ينابيع المودة، شيخ سليمان قندوزي حنفي، ص179.
[44] همان مدرک.
[45] وفيات الاعيان، ابن خلکان، ج4، ص562.
[46] العبر في خبر من غبر، ج3 ، ص31.
[47] الاعلام ج6، ص80.
[48] امامت و مهدويت، ج2، ص 56 ـ 241، چاپ بهمن، نوبت اول .
[49] به بحارالانوار، ج51، ص99 ـ 102 رجوع شود.
[50] اقتباس از خورشيد امامت و ولايت، مهدي کامراني.
[51] شارح سنن ابن ماجه، ج2، ص519.
[52] سنن ابن ماجه، ج2، ص4087.
[53] البرهان علي علامات مهدي آخرالزمان، ص183 – 187.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:28  توسط آرش و حسین  | 

چگونه...

چگونه خدا رابشناسیم؟

چگونه اهل البیت رابشناسیم؟

چگونه مهدی(عج)رابشناسیم؟

چگونه خودمان رابشناسیم؟

منتظر نظرات قشنگتون هستیم

 یا مهدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:54  توسط آرش و حسین  | 

السلام عليك يا امير المومنين(ع).....

السلام عليك يا امير المومنين(ع)

 

آن غلافی را كه بر كوثر زدند

تيغ آن را بر سر حيـــــدرزدند

امام علی (ع) در آخرين نماز خود در مسجد کوفه،

بانگ رستگاري بر آورد و با وارد شدن شمشير بر سرش فرمود:

" فزت و رب الکعبه"

" به خداي کعبه سوگند رستگار شدم"

در واقع حضرت علي(ع) با اين جمله کوتاه و عميق ، شوق خود را

 براي شهادت و رسيدن به معبود بيان داشت. چنانکه

وقتي مردم کوفه نگران حال ايشان بودند، در جملات زيبايي فرمود:


 به خدا سوگند هيچ امر خلاف انتظاري براي من رخ نداده است

و من به آرزوي خود که شهادت است ، رسيدم. مثل من ، مثل کسي است که شب تاريک

 در جستجوي آب در صحرايي مي گردد و ناگاه چاه آب و يا سرچشمه اي پيدا مي کند.

 مثل من ، مثل جوينده اي است که به مطلوب خود نائل شده است.

و سر انجام خداوند چنين اراده فرمود که

شهادت علي (ع) نيز موجب عظمت و بزرگي او شود.

علي ( ع) با خون خود به جامعه و بشريت روح حماسه و عزت تزريق کرد

 و پيکر خشک و بي روح جامعه را جاني دوباره بخشيد.

علي ( ع) به خاطر شدت عدالتش در محراب عبادت به شهادت رسيد

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 4:21  توسط آرش و حسین  | 

رمضان یعنی...

رمضان یعنی چه؟

و آیا ماه رمضان و روزه گرفتن در ادیان گذشته بوده است؟

فرق روزه مسیحیان و یهودیان با مسلمانان چگونه است؟

رمضان نام یكی از ماه های قمری است و معنای لغوی آن سوزانیدن است پیامبر فرمودند نام این ماه رمضان گذاشته شده زیرا گناهان را می سوزاند یكی از نام های خداوند نیز رمضان است . در این ماه قرآن وانجیل و تورات و زبور نازل شده اند و یكی از چهار ماهی است كه خداوند جنگ را در آن حرام فرموده (مگر جنبه دفاع داشته باشد).
============

در تمام ادیان، عبادت و پرستش جوهرء اصلى دین به شمار مى‏رود و در ادیان الهى این مسأله به وضوح دیده مى‏شود. منتهى با تفاوت شریعت‏ها، عبادت‏ها نیز شكل خاص به خود مى‏گیرد؛ یعنى، در هر دینى مراسم مذاهبى طبق شریعت خود آن دین به جا آورده مى‏شود. دراسلام نماز به عربى و با آداب خاص خود خوانده مى‏شود. در مسیحیت به زبان و شكل دیگرى عبادت مى‏شود؛ مثلاً در مسیحیت كاتولیك، ادعیه و نماز به زبان لاتین و گاه بزبان بومى خوانده مى‏شود. روزه گرفتن نیز در میان ادیان معمول بوده است. از تورات و انجیل فعلى بر مى‏آیدكه روزه، در میان یهود و نصارا وجود داشته و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه، روزه مى‏گرفته‏اند. در قاموس «كتاب مقدس» آمده است:
«روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه و هر ملت و مذهب در موقع اندوه و زحمت غیر مترقبه، معمول بوده است»، (قاموس كتاب مقدس، ص 427، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 633).
از تورات نیز برمى‏آید كه موسى(ع) چهل روز روزه داشته است: «هنگام بر آمدنم به كوه لوح‏هاى سنگى، یعنى، لوح‏هاى عهدى كه خداوند با شما بست؛ بگیرم. آن گاه در كوه چهل روز و چهل شب ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشیدم»، (تورات، سفرتثنیه، ف 9، ش 9، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 632).
هم چنین از انجیل لوقا نیز برمى‏آید كه حواریون مسیح نیز روزه مى‏گرفتند، (انجیل لوقا، ب 5، ش 3533).
قرآن كریم نیز در مورد روزه گرفتن امت‏هاى پیشین به صراحت مى‏فرماید: ... كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم...، (بقره، آیه 183).
بنابراین در ادیان دیگر نیز عبادت خداوند و یك سرى مناسك و آیین‏ها مطرح است و نماز و روزه نیز از جمله این آیین‏ها مى‏باشد؛ اما انكار و مناسك آنها فرق مى‏كند.
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ك:
1. تاریخ و كلام مسیحیت، محمدرضا زیبایى نژاد، ص 122.
2. اسلام و عقائد و آراء بشرى یا جاهلیت و اسلام، ص 462.
3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغى آبادانى، ح 2، ص 787.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 12:55  توسط آرش و حسین  | 

زندگی نامه حضرت مهدی (عج)...

   زندگی نامه حضرت مهدی (عج)

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256
هجری بوده است .
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم
حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان
و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در
آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و
کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران
خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد
گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود .
در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی 
قرار داد .
اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از
تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را
پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در
زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به
همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش
کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و
ستمگران نخواهند .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای 
شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام
يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد .
" به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و
خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد
جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند .
بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از
مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص
امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه
هميشه و به صورت عادی " .


شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ،
شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام
بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام
عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ،
امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و
دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ،
تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت
کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .
يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل
نوبختی مي باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری 
در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا
به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت
دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده
نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .


ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .
کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند،
اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای 
حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ
جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم
همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را
از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات
ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما
انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين
کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی 
( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ،
و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد .
در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای  اينکه خوانندگان به اهميت
وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن
- مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم :
" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و
خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا
مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله
و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ،
بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به
عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و
عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان
وی ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتی است زنده که
هرگز نظر علمی نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ...
آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده
و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی  ، برای هميشه ، باقی و پا
برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب .


صورت و سيرت مهدی ( ع )
چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ،
شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند
و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .
گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -
بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش
ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در
هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .
نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .
حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی 
نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و
خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به
کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام
خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .
حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در
وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و
خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز
گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .
مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری 
باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز
گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی 
منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی 
شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...
برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی 
نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ، در جهان
جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا
گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .
در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان
در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت
عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی  ، خردهای مردمان را به کمال
رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .
مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .
در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی 
چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان
بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج
گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و
غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .
در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .
در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود
و رنجی بر دلی ننشيند .
مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان
کند و دادگری او همه جا را بگيرد .


شمشير حضرت مهدی ( ع )
شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی ،
شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام
از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما بر سر
ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق
آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری  از مردم نشنيدند و راه باطل
خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی 
بايد از آنها انتقام گرفته شود .
مهدی ( ع ) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل محمد ( ص )
نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و
آل انسانيت است .
از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی  ( ع ) آمده است ، خبری است که از
حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در اين روايت
حضرت باقر ( ع ) مي گويند :
" مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار
مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " .
و نيز در روايت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است که بيشتر آسمانها ، آباد و
محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين ( ع )
استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ... و هر چه
در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در
آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها
و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم ( ص ) و امام باقر
( ع ) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .


غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260ه. تا سال 329ه. )
که در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها
سؤوالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام ( ع ) را
داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند .
1 - نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال
260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و
شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش
يافته بود .
2 - محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ( ع ) محمد بن عثمان بن سعيد فرزند
عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد .
نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد .
3 - حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326
هجری فوت کرد .
4 - علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در
سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و
محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است .
همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت
صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی ( ع )
بودند .


غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت
دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است .
در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر
عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام
امام ( ع ) باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دين و دنيا .
بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است .
اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی  که دارای همه شرايط فقيه و
دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و
مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت
مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی را درست و
صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و
نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان ( عجل الله فرجه ) برای حفظ
انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه
قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی  - با اعلميت و اولويت - در راس
جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای  ديگر مقام او را پاس دارند ،
و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی  او را کمک رسانند ، تا قدرتهای 
فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند .
گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسيار
درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت
مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ،
روزی  که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی 
خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد
و آيين اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشيد .


اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند :
يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ،
خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست ،
بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به
اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود
آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و
صحيح مي دانند .


قرآن و حضرت مهدی ( ع )
در قرآن کريم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و
پيروزی نيکان بر ستمگران آياتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ، پس
از ذکر ( = تورات ) نوشته ايم که سرانجام ، زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند
و صاحب شوند " .
حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شايسته " فرموده است : منظور اصحاب
حضرت مهدی در آخر الزمان هستند .
و نيز : " ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم ، يعنی : آنان را پيشوايان
سازيم و ميراث بران زمين " .
بسم الله الرحمن الرحيم . انا انزلناه فی ليله القدر ...
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم . تو شب قدر را چگونه شبی مي دانی ؟ شب قدر
از هزار ماه بهتر است . در آن شب ، فرشتگان و روح ( جبرئيل ) به اذن خدا ، همه
فرمانها و سرنوشتها را فرود مي آورند . آن شب ، تا سپيده دمان ، همه سلام است و
سلامت .
چنانکه از آيه های " سوره قدر " بروشنی فهميده مي شود ، در هر سال شبی هست که از
هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است . آنچه از احاديثی  که در تفسير اين سوره ،
و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مي شود ، اين است که فرشتگان ، در شب قدر ،
مقدرات يکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " مي آورند و به او تسليم مي دارند . در
روزگار پيامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر ، آستان مصطفی ( ع ) بوده
است .
هنگامی  که در شناخت قرآنی ، به اين نتيجه مي رسيم که " شب قدر " در هر سال هست ،
بايد توجه کنيم پس " صاحب شب قدر " نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و گرنه
فرشتگان بر چه کسی فرود آيند ؟ پس چنانکه " قرآن کريم " تا قيامت هست و
" حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در اين
زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نيست .
چندانکه حضرت رضا عليه السلام مي فرمايد : " امام ، امانتدار خداست در زمين ، و
حجت خداست در ميان مردمان ، و خليفه خداست در آباديها و سرزمينها ... " .
فيلسوف معروف و متکلم بزرگ و رياضي دان مشهور اسلامی  ، خواجه نصيرالدين طوسی 
مي گويد :
" در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعيين امام ( ع ) و وجود
امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در امور لطفی است ديگر .
و غيبت او ، مربوطبه خود ماست . "


طول عمر امام زمان ( ع )
درازی عمر امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ،
و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ، و در گذشته
و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی  ( ع ) به هيچ دليلی محال
نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن بهيچ صورت بعيد نيست .
از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست .
در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی  مانند عمر حضرت نوح ( ع )
و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير و حکيم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسيار ، همه و همه مساوی است . بنابراين حکمت کامل و بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مي دارد .
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع ) بايد از انظار غايب باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ، از قسط
و عدل پر کند .


                                                             منبع سایت تبیان


انتظار ظهور قائم ( ع )
بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات
اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ... بر عکس ،
انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری 
ايستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است
که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد
مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين
مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته
باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين آمادگی 
است . ناشی  از همين قيام و اقدام است .
پايان اين بحث را از نوشته زنده ياد آيه الله طالقانی  ، عالم مبارز اسلامی بهره
مي بريم که مي گويد :
" ... توجه دادن مردم به آينده درخشان و دولت حق و نويد دادن به اجرای کامل
عدالت اجتماعی ، و تاسيس حکومت اسلام و ظهور يک شخصيت خدا ساخته و بارز ، که
مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعاليم مؤسسين اديان است ، و در
مکتب تشيع ، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنويات آن است ، جزء عقيده قرار
داده شده ... و پيروان خود را به انتظار چنين روزی  ترغيب نموده ، و حتی انتظار
ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی 
زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل ماده
پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعيت را آماده
کنند .
و همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ، اين
همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی 
و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری  ، بر سر هر ملتی وارد مي آمد ،
خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي دهند که
چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و آمادگی 
خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر
نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "

منبع : www.msak.mihanblog.com 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:39  توسط آرش و حسین  | 

میلادحضرت رقیه(س)بر....

میلاد با سعادت نوه امیر المومنین(ع)

حضرت رقیه(س)

 را بر امام حسین (ع) وهمه ی عاشقان اوتبریک می گوییم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 18:38  توسط آرش و حسین  | 

نیمه شعبان بر.....

نیمه شعبان بر همه ی

    اول به منتظران،

 دوم به دل سوخته ها،

سوم به همه ی وبلاگ نویسان مهدویت

ودر آخر بر همه شیعیان عالم

مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

 یامهدی(عج)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:35  توسط آرش و حسین  | 

قطعه گم شده....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:30  توسط آرش و حسین  | 

گر نيايي...

گر نيايي فقير مي ميرم


مثل دنيا حقير مي ميرم


چون کبوتر که در قفس حبس است


تک و تنها اسير مي ميرم


اي شکوه ترنم باران


در فراقت کوير مي ميرم


توي شهر دلم زمين لرزه است


زير آوار پير مي ميرم


بي تو زجرآور است جان کندن!


واي بر من؛ چه دير مي ميرم!


تو بيا، مي خورم قسم به خدا


چون بگويي بمير، مي ميرم


«مهديا» اي تمام هستي من


گر نيايي فقير مي ميرم


فاطمه معين زاده - اهواز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:11  توسط آرش و حسین  | 

ولادت حضرت علی اکبر (ع) بر ....

ولادت حضرت علی اکبر (ع)

بر همه ی جوانان ره رو امام زمان (عج) مبارک باد   

                            

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:3  توسط آرش و حسین  | 

چه باشم وچه نباشم....

چه باشم وچه نباشم بهار در راه است

بهار هم نفس ذوالفقار در راه است

نگاه منتظران عاشقانه می خواند

که آفتاب شب انتظار در راه است

به جاده کسالت،به جاده های تهی

خبر دهید که آن تکسوار در راه است

کسی که با نفس آفتابی اش دارد

سر شکستن شب های تار،در راه است

کدام جمعه،ندانسته ام،ولی پیداست

که آن ودیعه پروردگاردر راه است

دلم خوش است میان شکنجه پاییز

چه باشم چه نباشم،بهار در راه است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 15:18  توسط آرش و حسین  | 

میلاد سه نور....

میییییییییییییییییلاد

بر شیعیان حقش مبارک بااااااااااااااااااااااااااااااااد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 9:16  توسط آرش و حسین  | 

آخر الزمان....

                                         آخر الزمان


آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آَخرين دوران حيات بشرو قبل از برپايى قيامت.
در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پيامبر اكرم (ص)، تا وقوع قيامت را شامل مى شود و هم دوران غيبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفكران مسلمان از قبيل : مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيد رضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين وراثت صالحان وپيروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده اند و آيات وروايات مربوط به تحولات آخر الزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان.
چنين آينده اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى وكوشش درخور اين انتظار مقدس باشند.
در چارچوب اين برداشت، آخر الزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن، حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهي ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدين " رحمه الله الغيبه شيخ طوسي رحمه الله چنين تفسيرى از تاريخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مي گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود.
شناخت آخر الزمان يا فرجام شناسى (Eschetologie) در اديان يهود، مسيحيت وزرتشتى نيز حائز اهميت است. نگاهى به دردها وآلام بشر انديشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنين مى نماياند كه در ميان همه خواسته هاى ضد ونقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند همه اقوام و ملل يكصدا خواهان آزادى اند.(1)
دراحاديث بسيارى آمده است كه حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پيامبراكرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بيت من است. او درآخرالزمان ظهور مي كند. (2)
ونيز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنيت مى آيد وخداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى نمايد.(3)
امام باقر(ع) نيز مى فرمايد: دولت ما آخرين دولت هاست.... (4)
پيامبر(ص) دست ها را بهسوي آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمايان. يكى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه، شما ياران من هستيد. برادران من كسانى هستند كه در آخرالزمان مى آيند و به من نديده ايمان مى آورند. خداوند آن ها را پيش از آن كه از صلب پدران به رحم مادران درآيند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است كه استقامت هر يک از اَن ها در دين خود، ازكندن خارهاى گون در شب تاريک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدايت هستند كه خداوند آن ها را از فتنه هاي تيره و تار نجات مي بخشد.(5)
درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احاديث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) دركتب حديث به ثبت رسيده است.
مجموعه هايى از آن احاديث، به صورت كتب مستقلى به نام ملاحم, الغيبة وديگر نام ها نگاشته شده است.
روايات معصومين (ع) نشان مى دهد:
1. با سپرى شدن اين دوران، بساط زندگى دنيوى برچيده و مرحله اى جديد در نظام اَفرينش آغاز مى شود.
2 آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مى شود: دوران نخست كه در آن انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقي مى رسد .
دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پيامبران و اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مى شود. كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذيرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى (ع) و نيز هويت او اختلاف نظر وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 9:9  توسط آرش و حسین  | 

مبعث پیامبر اکرم(ص)بر...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 9:35  توسط آرش و حسین  | 

گـــویند

گـــویند بــهشت را نــبــاشد قیــمــت

و الله که حسین بیش از آن می ارزد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:39  توسط آرش و حسین  | 

میرویم اتتقام سیلی زهرا بگیریم...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:42  توسط آرش و حسین  | 

یا قائم آل محمد

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:22  توسط آرش و حسین  | 

غریب فاطمه امشب کجایی

غریب فاطمه امشب کجایی

دوباره جمعه شد پس کی می آئی

بیا بس کن جدایی یابن زهرا

به عالم فقط امید مائی

همه گم کرده راهیم وتو مولا

به هر گم گشته مصباح الهدائی

تو کشتی نجات کل عالم

به قلب عاشقان نور ولائی

دلم تنگ تو گردیده مهدی

دوباره این دلم گشته هوائی

نگاهی کن ز رحمت دل من

که مردم از غم و درد جدائی

ببین مولا همه چشم انتظاریم

که صبح روز جمعه بیائی

ببین هم چون تو مهمان حسینم

دلم راتوکن کربلائی

اگر لطف شود شامل ((رضا)) را

ز مهر ولطف تو گردم ولائی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:8  توسط آرش و حسین  |