تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم عجل الولیک الفرج
دوشنبه هجدهم آذر 1387
ديدگاه اهل سنت نسبت به... ...  

 بسم رب المهدی

ديدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان (عج) چيست؟

آيا تفاوت هايي بين نگاه شيعه و اهل سنت در اين باره وجود دارد؟


تفاوت مهدويت از ديدگاه شيعه و اهل سنت
1. اختلاف در ولادت:
شيعه ي اماميه معتقد است، امام مهدي (عج ) فرزند امام حسن عسکري (ع) است و هم اکنون نيز زنده و غايب است، ولي اهل سنت هر چند بالاتفاق به مهدويت معتقد هستند و به دليل وجود روايت هاي متواتر ظهور حضرت مهدي (عج ) در آخرالزمان را جزو اعتقادات قطعي خود مي دانند، اما در مورد نسب و ولادت ايشان به چند گروه تقسيم مي شوند:
عده اي از اهل سنت مدعي اند که مهدي (عج) همان عيسي بن مريم است و در اين مورد به خبري واحد که از انس بن مالک نقل شده است، استناد مي کنند.[33]
تعداد اندکي نيز مدعي هستند که مهدي (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است. آنان به خبر واحدي استناد مي کنند که در کنزالعمال ذکر شده است. [34]
عده اي نيز معتقدند مهدي (عج) از اولاد امام حسن مجتبي است و نه امام حسين (ع). [35]
گروهي مي گويند: پدر امام مهدي (عج) هم نام پدر پيامبر اسلام (ص) است و چون نام پدر حضرت محمد (ص) عبدالله بود، پس مهدي (عج) بن حسن عسکري (ع) نمي تواند مهدي (عج) موعود باشد. مستند اين احتمال هم باز خبري است که در کنزالعمال ذکر شده است.[36]
جمعي از آنان همانند اماميه معتقدند که امام مهدي (عج ) از اولاد پيامبر (ص) و فاطمه (س ) است و حضرت عيسي نيز به هنگام ظهور امام مهدي (عج) به ياري او خواهد شتافت و در نماز به آن حضرت اقتدا خواهد کرد.
چنان که در روايت هاي متعدد آمده است. از ام سلمه نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود : « المهدي (عج) من عترتي من ولد فاطمه(س) ».[37] مهدي (عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه است. جابر بن عبدالله از پيامبر (ص) نقل مي کند که حضرت عيسي به هنگام ظهور مهدي (عج) نزول خواهد کرد .[38] عبدالله بن عمر مي گويد: « المهدي (عج) الذي ينزل عليه عيسي بن مريم و يصلي خلفه عيسي (ع)».[39] مهدي (عج) کسي است که عيسي بن مريم بر او نزول مي کند و پشت سر او نماز مي خواند. اين گروه حديثي را که مي گويد: «مهدي (عج) از اولاد عباس بن عبدالمطلب است». قبول نمي کند. ذهبي مي گويد: اين خبر را فقط محمد بن وليد نقل کرده و از کساني است که احاديث را جعل مي کرده است.[40]. البته اين گروه نيز تولد حضرت مهدي (عج ) و غيبت او را قبول ندارند. ابن حجر ادعا مي کند: «همه ي مسلمانان غير از اماميه معتقدند که مهدي (عج) غير از حجت (عج ) است؛ چون غيبت يک شخص آن هم با اين مدت طولاني از خوارق عادات است ... ».[41] در پاسخ گروه اخير بايد گفت: اوّلا: روايات نبوي متعددي وجود دارد که امامان دوازده گانه را با نام هاي آنان به طور روشن معرفي کرده اند پس سخن او باطل است. از ابن عباس روايت شده که شخصي يهودي به نام نعثل نزد رسول خدا (ص) آمد و سوال هاي بسياري را مطرح کرد. او از اوصيا نيز پرسيد. حضرت در پاسخ فرمود: «نخستين وصي من علي (ع) و پس از او حسن (ع) و حسين (ع) و امامان نه گانه از فرزندان اويند » . نعثل پرسيد : « نام آنان چيست » . حضرت ، نام تک تک امامان را تا امام دوازدهم (عج ) شمردند . رسول خدا ، در پاسخ جابر بن عبدالله انصاري که از ائمه ي بعد از علي (ع) سوال کرده بود، فرمود: «بعد از علي(ع)، حسن(ع) و حسين(ع) امام هستند. سپس سيد العابدين(ع) ، سپس محمد بن علي باقر(ع)، تو او را خواهي ديد. وقتي او را ديدي سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمد صادق(ع)، سپس موسي بن جعفر کاظم(ع)، سپس علي بن موسي الرضا(ع)، سپس محمد بن علي جواد(ع)، سپس علي بن محمد نقي(ع)، سپس حسن بن علي زکي (ع)، و پس از او، قائم بالحق مهدي (عج) امت من (محمد بن حسن صاحب زمان امام است. او زمين را پر از قسط و عدل مي کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».[42]
ثانيا: شواهد تاريخي و گزارش هاي بسياري وجود دارد که ولادت آن حضرت و ايام کودکي او را نقل کرده اند. براي نمونه چند مورد از اقوال اهل سنت نقل مي شود:
1. حافظ سليمان حنفي مي گويد: «خبر معلوم نزد محققان و موثقان اين است که ولادت قائم (عج ) در شب پانزدهم شعبان (255 ق) در شهر سامرا واقع شده است».[43]
2. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته است: «يکي از اهل بيت ابو محمد بن عسکري است که فرزندي جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدي (عج) و صاحب الزمان ناميده مي شود، باقي نگذاشت. او در نيمه ي شعبان سال 255 هجري متولد شد. مادرش نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت».[44]
3. ابن خلکان در وفيات الاعيان مي نويسد: «ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکري فرزند علي هادي فرزند محمدجواد.... دوازدهمين امام از ائمه ي دوازده گانه شيعه است که به «حجت» معروف است... ولادت او روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هـ . ق است».[45]
4. ذهبي نيز در سه کتاب از کتاب هايش به ولادت امام مهدي (عج ) اشاره کرده و در کتاب العبر و در حوادث سال 256 هـ . ق مي نويسد: «در اين سال محمدبن حسن بن علي الهادي فرزند محمدجواد فرزند علي الرضا فرزند موسي الکاظم فرزند جعفر الصادق علوي حسيني به دنيا آمد. کنيه اش ابوالقاسم است و رافضيان او را الخلف الحجة مهدي (عج) منتظر و صاحب الزمان مي نامند. و او آخرين امام از ائمه ي دوازده گانه است».[46]
5. خير الدين زرکلي (متوفي 1396 هـ . ق ) از علماي معاصر اهل سنت نيز در کتاب اعلام مي نويسد: «او در سامرا به دنيا آمد و هنگام وفات پدرش پنج سال داشت و گفته شده که در شب نيمه شعبان سال 255 به دنيا آمده و در سال 265 هـ . ق، غايب شده است».[47] آيه الله العظمي صافي در کتاب مهَدويت بيش از هفتاد و هفت نفر از علماي اهل سنت را نام مي برد که هر يک، به نحوي، ولادت آن حضرت را بيان کرده اند.[48] بنابراين، اگر برخي از اهل سنت مي گويند: حضرت مهدي (عج ) به دنيا نيامده است، ادعايي بي اساس است که حتي با گفته ها و نوشته هاي بزرگان خودشان نيز سازگار نيست. شايد برخي از اهل سنت همانند ابن حجر هيثمي طولاني بودن عمر را دليل بر عدم ولادت امام مهدي (عج ) بدانند، ولي بايد گفت: خدايي که قادر است عيسي بن مريم را زنده نگه دارد تا به مهدي (عج ) اقتدا کند و يونس را در شکم ماهي محافظت کند و يا به نوح پيامبر نهصد و پنجاه سال عمر بدهد آيا قدرت ندارد به مهدي (عج ) عمر طولاني عنايت کند؟[49] خود اهل سنت نيز به زنده بودن عيسي، خضر، صالح و ... معتقدند. نتيجه اين که ولادت حضرت مهدي (عج) امري است مسلم و قطعي و خود اهل سنت هم به آن واقف اند.
محمد بن علي حمزه مي گويد: از حضرت عسکري (ع) شنيدم که فرمود: «ولي خدا و حجت او بر بندگان و خليفه من در شب نيمه شعبان سال 255 به هنگام سپيده دم به دنيا آمد».[50]
2. اختلاف بر سر عصمت امام زمان
بيشتر علماي اهل سنت به عصمت حضرت عقيده ندارند و آن حضرت را يک انسان عادي به حساب مي آورند که احتمال ارتکاب برخي گناهان و اشتباهات مثل هر انسان ديگري از او مي رود. اين عقيده را ابن کثير و بسياري از علماي اهل تسنن بدان اهتمام ورزيده اند.[51] اهل سنت در اين باور به حديثي منقول از نبي اکرم(ص) استناد مي کنند که فرمود: «مهدي (عج) از ما اهل بيت است و خداوند وي را در يک شب اصلاح مي کند».[52] اما از ديدگاه شيعه همه ي امامان معصوم اند و در باره ي آنان احتمال اشتباه و خطا داده نمي شود.
4. يکي ديگر از اختلافات انکار غيبت است.
علماي شيعه اتفاق نظر دارند که سال غيبت مهدي (عج)، سال 612 هـ ق است. آنان بر اين باورند که ايشان همچنان زنده است تا زماني که خداوند متعال اجازه ي ظهور به ايشان دهد و چنين باوري بر اساس احاديث و روايات نقل شده از نبي اکرم(ص) و اهل بيت (ع) مي باشد. رواياتي که پيش از رخ دادن غيبت و يا برخي از آنها صد سال و يا دويست سال قبل از ولادت حضرت مهدي (عج) صادر شده است.
اما بيشتر دانشمندان اهل سنت اعتقاد به غيبت امام زمان (عج) ندارند .در اين جا از بيان ادله و رد آنها به جهت اختصار صرف نظر کرديم.
اين مختصر، مطالبي بود در رابطه با ديدگاه اهل سنت نسبت به امام زمان و اختلافاتي بين آنها و ديگر مسلمانان وجود دارد. اما شايد بتوان در نتيجه بگوييم که مهم ترين مطلبي که درباره ي امام زمان از زبان اهل سنت مي توان بيان کرد، مسئله فتاواي چهارگانه صادره در حق فرد منکر اعتقاد به ظهور امام مهدي (عج) است.
اين اشخاص عبارت اند از: ابن حجر هيثمي شافعي، 2. شيخ احمد ابوسرور بن صباحنفي، 3. شيخ محمد بن محمد خطابي مالکي، 4. شيخ يحيي بن محمد حنبلي.
همه ي اين افراد قائل به اين هستند که شخص منکر اعتقاد به ظهور بايد مجازات شود و تصريح کرده اند که واجب است که چنين شخصي را بزنند و او را تحقير کنند، تا ادب شود و به حق روي آورد و در غير اين صورت واجب القتل و مهدور الدم است.[53]


----------------------------------------------------
[1]ََ سبائک الذهب، ص 78.
[2] اقتباس از کتاب اسلام و آينده جهان، مصطفي محقق راد.
[3] الامام المهدي (ع)، شيخ محمد باقر ايرواني، ص11.
[4] تاريخ ابن خلدون، ج 1، ص199.
[5] تفسير المنار، ج10، ص 393، ج 9، ص 499 ،507.
[6] تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 555، فصل52.
[7] در مورد کساني که به ذکر احاديث مربوط به امام مهدي (ع)پرداخته اند، به، المهدي المنتظر في الفکر الاسلامي، ص 2926 مراجعه شود.
[8] نظم المتناثر في الحديث المتواتر، ص226، (به نقل از الطريق الي المهدي المنتظر، ص 91).
[9] البدايه و النهايه، ج 6، ص281.
[10] سنن ابن ماجه، ص699، ح 4085.
[11] سيوطي، عرف الوردي، ص76 و 88.
[12] سنن ابن ماجه، ص699، ح4086.
[13] فرائد السمطين، ج2، ص 327، ح 589.
[14] همان، ح 565.
[15] صغاني، المصنف، ج3، ص 2077.
[16] گنجي شافعي، البيان في اخبار صاحب الزمان، ب 8، ح51.
[17] مقدس شافعي، عقدالدرر، ص 45 و 55.
[18] نعماني، الغيبة، ص186.
[19] سنن ابي داود، ح 4282. در الغيبة للنعماني، ص، 187چنين آمده :حدثنا محمد بن يعقوب الکليني قال حدثنا محمد بن يحيى عن أحمد بن إدريس عن محمد بن أحمد عن جعفر بن القاسم عن محمد بن الوليد الخزاز عن الوليد بن عقبة عن الحارث بن زياد عن شعيب عن أبي حمزة قال دخلت على أبي عبد الله ع فقلت له أنت صاحب هذا الأمر فقال لا فقلت فولدک فقال لا فقلت فولد ولدک فقال لا قلت فولد ولد ولدک قال لا قلت فمن هو قال الذي يملأها عدلا کما ملئت ظلما و جورا لعلى فترة من الأئمة يأتي کما أن النبي ص بعث على فترة من الرسل.
[20] نعيم بن حماد، الفتن، ص93.
[21] صفاني، المصنف، ج11، ص371.
[22] ابن ابي شيبد، المصنف، ج8، ص679.
[23] البيان في اخبار صاحب الزمان، ص31، ح11.
[24] نعماني، الغيبة، ص313، ح4.
[25] گنجي شافعي، البيان في اخبار صاحب الزمان، ص 35، ح 15.
[26] عبد الدرر، ص46، ص 117 و 185.
[27] مقدس شافعي، عقدالدرر، ص292.
[28] مصنف ابن ابي شيبه، ح 19484، سنن ابي داوود، ح4282.
[29] ابن ابي شيبه، المصنف، ج7، ح 19484.
[30] صغاني، المصنف، ح20770.
[31] احمد بن جنل، سند ج3، ص37.
[32] عقدالدرر، ص95.
[33] سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، ح4029.
[34] کنزالعمال، ج14، ص 264، ح38663.
[35] اطنار المنيف، ابن قيم جوزي، ص 151 (به نقل از الامام مهدي، ميلاني، ص 21).
[36] کنزالعمال، ج 14، ص 268، ح38678.
[37] . السنن الوارده في الفتن و غوائلها و الساعه و اشراطها، عثمان بن سعيد المقري، ج 5، ص 1057، نشر دارالعاصمه، رياض، چاپ اول، 1416 هـ .
[38] . همان، ج 6، ص1237.
[39] الفتن، ج 1، ص 373، نعيم بن حماد المروزي، مکتبه التوحيد، قاهره، چاپ اول، 1412.
[40] تفرد به محمد بن الوليد مولي بني هاشم و کان يضع الحديث. الصواعق المحرق، ابن حجر هيثمي، ج2، ص478، موسسة الرسالة، بيروت، چاپ اول،1997.
[41] همان، ج2، ص482.
[42] الاحتجاج، احمد بن علي طبرسي، تحقيق ابراهيم بهادري و ... ، ج1، ص 68-69، انتشارات اسوه، چ دوم، سال 1416؛ نيز درباره ي احاديثي که نام ائمه (ع) را ذکر کرده اند، به صحيح مسلم، ج 6، ص3 و 4، باب الامارة، رجوع شود.
[43] ينابيع المودة، شيخ سليمان قندوزي حنفي، ص179.
[44] همان مدرک.
[45] وفيات الاعيان، ابن خلکان، ج4، ص562.
[46] العبر في خبر من غبر، ج3 ، ص31.
[47] الاعلام ج6، ص80.
[48] امامت و مهدويت، ج2، ص 56 ـ 241، چاپ بهمن، نوبت اول .
[49] به بحارالانوار، ج51، ص99 ـ 102 رجوع شود.
[50] اقتباس از خورشيد امامت و ولايت، مهدي کامراني.
[51] شارح سنن ابن ماجه، ج2، ص519.
[52] سنن ابن ماجه، ج2، ص4087.
[53] البرهان علي علامات مهدي آخرالزمان، ص183 – 187.