و آیا ماه رمضان و روزه گرفتن در ادیان گذشته بوده است؟
فرق روزه مسیحیان و یهودیان با مسلمانان چگونه است؟
رمضان نام یكی از ماه های قمری است و معنای لغوی آن سوزانیدن است پیامبر فرمودند نام این ماه رمضان گذاشته شده زیرا گناهان را می سوزاند یكی از نام های خداوند نیز رمضان است . در این ماه قرآن وانجیل و تورات و زبور نازل شده اند و یكی از چهار ماهی است كه خداوند جنگ را در آن حرام فرموده (مگر جنبه دفاع داشته باشد).
============
در تمام ادیان، عبادت و پرستش جوهرء اصلى دین به شمار مىرود و در ادیان الهى این مسأله به وضوح دیده مىشود. منتهى با تفاوت شریعتها، عبادتها نیز شكل خاص به خود مىگیرد؛ یعنى، در هر دینى مراسم مذاهبى طبق شریعت خود آن دین به جا آورده مىشود. دراسلام نماز به عربى و با آداب خاص خود خوانده مىشود. در مسیحیت به زبان و شكل دیگرى عبادت مىشود؛ مثلاً در مسیحیت كاتولیك، ادعیه و نماز به زبان لاتین و گاه بزبان بومى خوانده مىشود. روزه گرفتن نیز در میان ادیان معمول بوده است. از تورات و انجیل فعلى بر مىآیدكه روزه، در میان یهود و نصارا وجود داشته و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه، روزه مىگرفتهاند. در قاموس «كتاب مقدس» آمده است:
«روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه و هر ملت و مذهب در موقع اندوه و زحمت غیر مترقبه، معمول بوده است»، (قاموس كتاب مقدس، ص 427، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 633).
از تورات نیز برمىآید كه موسى(ع) چهل روز روزه داشته است: «هنگام بر آمدنم به كوه لوحهاى سنگى، یعنى، لوحهاى عهدى كه خداوند با شما بست؛ بگیرم. آن گاه در كوه چهل روز و چهل شب ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشیدم»، (تورات، سفرتثنیه، ف 9، ش 9، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 632).
هم چنین از انجیل لوقا نیز برمىآید كه حواریون مسیح نیز روزه مىگرفتند، (انجیل لوقا، ب 5، ش 3533).
قرآن كریم نیز در مورد روزه گرفتن امتهاى پیشین به صراحت مىفرماید: ... كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم...، (بقره، آیه 183).
بنابراین در ادیان دیگر نیز عبادت خداوند و یك سرى مناسك و آیینها مطرح است و نماز و روزه نیز از جمله این آیینها مىباشد؛ اما انكار و مناسك آنها فرق مىكند.
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ك:
1. تاریخ و كلام مسیحیت، محمدرضا زیبایى نژاد، ص 122.
2. اسلام و عقائد و آراء بشرى یا جاهلیت و اسلام، ص 462.
3. تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغى آبادانى، ح 2، ص 787.
